قهرمان ميرزا عين السلطنه
3385
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
ملكى دارند به طفيل سر آنهاست و هيچ اميد ندارند كه فردا هم صاحب يك جريب زمين باشند . مثل آنكه تمام اين املاك را به همين ترتيب فراهم نمودهاند . به پول نمىشود صاحب آنقدر ملك شد . روىهمرفته منافع زراعتى و ملكى و حكومتى سپهدار از اين محال ثلاث نزديك به يك كرور سابقا بود . حالا تعديات و بيگار و بعضى چيزها را متروك داشته و كمتر است ، چنانچه سابقا از هرجريبى سه پيمانه مىگرفتند بعد از آن بلوا و آشوب مثل سايرين دو پيمانه كردند . سلاطين ايران ايران اسما يك سلطنت داشت ولى رسما از سلالههاى بسيار تركيب شده كه آنها يك نفر را ميان خود شاخص قرار مىدادند براى اصلاح بين سلاطين جزو و نظم مملكت جنگ يا صلح با ساير دول اينكه پادشاه ايران را هم شاهنشاه مىگويند . براى همين است كه اين شاهها در داخلهء ايران بوده است نه خارج . شيخ خزعل در محمره و اهواز در حقيقت سلطنتى دارد . ابو قداره در پيشكوه و پشتكوه ، همينطور امير قائن يا شجاع الدولهء قوچانى ، قوام شيرازى ، جمال خان دشتستانى ، سپهدار ، جهانشاه خان ، اقبال السلطنهء ماكوئى را بايد پادشاه گفت نه چيز ديگر . امروز هم كه سلطنت مشروطه داريم به واسطهء هرجومرج قوه و قدرت اين شاهها كه بايد . . . « 1 » آن مغرضين مشتبه كردهاند اينها مس است و نقره نيست . حرف آغا محمد خان باز روزى بابا خان پلو را در حضور آغا محمد خان با خورش خورد . فورا شاه با عصاى دست خود توى سر بابا خان زد و گفت بعد از من ايران را به باد خواهى داد . ايران گنجايش آن را ندارد كه تو پلو را با خورش بخورى . سر از قبر درآورده تماشا كند مظفر الدين شاه چه پولها خرج كرد و چه كارها نمود كه هرفنجان آب كنتركسويل براى ملت ايران يك كرور ليره تمام شد . غروب كاغذى به امضاء و مهر على اكبر از شهر رسانيدند كه نوشته بود هنگام آمدن قزوين آقاى عماد السلطنه فرمودند به فلانكس بنويس به بچهها خيلى تلخ مىگذرد ، چرا قزوين نمىآيد و ترتيبى نمىدهد ، حكما بيايد كاغذهاى او به حضرت و الا تأثير نمىكند . من هم كه درست طلسم افتادهام هرچه كوشش مىكنم خلاصى محال است . سه ماه
--> ( 1 ) - پنج صفحه را بيرون آوردهاند . بر غارتگر لعنت . ( يادداشت مؤلف )